تبليغاتX
عاشق دلباخته

عاشق دلباخته

          

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 1:33 توسط مریم جوووووووووووون |


ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

    

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 1:30 توسط مریم جوووووووووووون |


جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی ……….امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن

 

 

به جای سیل اشک که فردا بر مزارم می ریزی ……….امروز با تبسمی شادم کن

 

 

به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی …..

 

 

امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن

 

 

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا………

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 1:24 توسط مریم جوووووووووووون |


           m

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 1:19 توسط مریم جوووووووووووون |


 زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم 

 عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم

 دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم

 دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 1:16 توسط مریم جوووووووووووون |


 شبی پرسیدمش با بی قراری

                  که غیر از من کسی را دوست داری

دوچشمش از خجالت افتاد پایین

                  میان اشکهایش گفت آری... .

     m    

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 1:5 توسط مریم جوووووووووووون |


میگوید شیشه احساس نداره

اما وقتی روی  شیشه ای که بخار کرده بود

نوشته دوستت دارم آرام گریست... !

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 1:1 توسط مریم جوووووووووووون |


      m

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 0:57 توسط مریم جوووووووووووون |


گریه می کنم
اشکهایم روی گونه هایم می لغزد
دستانت زمانی اشک هایم را بر روی گونه هایم پاک می کرد
زمانی همیشه دستانت دور گردنم بود
با من بودی
سرت بر روی شانه هایم بود
زمزمه هایت همیشه در گوشم هست
به یاد جملاتت می افتم
همیشه تو را در کنارم حس می کنم
اما دیگر
تمام شد
وقتیکه در زمین و آسمان
تو آغاز می شوی
یکی بود
یکی نبود
غیر تو این جا کسی نیست
...
گوش هایم را بریده ام
اما هنوز
در گوشم صدای توست
به گردنم دست زدم
این جا
جای دستهای توست
بر روی شانه هایم سنگینی تو را حس می کنم
دست نمی دهم به این بازی
بازی عشق هم پایانی دارد
پایان عشق
جدایی
رهایی
وقتی تو نیستی
من با خودم هم حرفی ندارم
آن جا که از دست دادن
تو را شرم نمی شود از با من بودنش
من دستم را به کسی دیگر نمی دهم
چرا که من تو را
دوست دارم
برای تو هر کاری کردم
از همه چیز و همه کس گذشتم
برای اینکه
عاشقتم
عاشقانه دوستت دارم...!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 0:52 توسط مریم جوووووووووووون |


X

من ان غریب دیروز..... اشنای امروز.... و فراموش شده فردایم .....


در اشنا یی امروز می نویسم تا در فراموشی فردا . یا دم کنی.........


Home
Email
.:Bahar 20:.

Archives

هفته چهارم بهمن 1387





قالب های فوق جدید
LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها: